خرید بک لینک
#فضل_اول

#پست_اول

علیرضا:

- علیرضا؟!
- هوم؟
- سی و دو سالته ها
تنهاش را عقب کشید و از پشت شکنِ دیوار نگاه متعجبش را به او دوخت:
- خب؟! مگه قرار بود چند سالم باشه؟!

برچسب: پست اول وبلاگ,پست اول رمان وحشی اما دلبر,پست اول رمان ویرانگر,پست اول رمان والیبالی مارال, نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 5:25

#پست_سوم

●مصطفی
دستش را به گردن عرق کرده اش کشید و عینک پلیسی اش را بر روی چشمانش گذاشت و تکیه اش را به میز کنار پایش داده و گفت :
-چقدر هوا گرم شد یهو .. اوووف!

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 5:25

صفحه بندی